چهارشنبه 30 اسفند 1391

سال نو مبارک

   نوشته شده توسط: فتانه جوهری    


پنجشنبه 30 آذر 1391

فهرست مکان های دیدنی (تاریخی و طبیعی) استان اصفهان

   نوشته شده توسط: فتانه جوهری    

******اصفهان
* میدان نقش جهان(امام): اصفهان ـ میدان نقش جهان
*عالی قاپو : اصفهان ـ میدان نقش جهان
* مسجد امام : اصفهان ـ میدان نقش جهان
* مسجد شیخ لطف الله : اصفهان ـ میدان نقش جهان
* بازار اصفهان : اصفهان ـ میدان نقش جهان
* منارجنبان : اصفهان ـ خیابان آتشگاه
* مسجد جامع اصفهان : اصفهان ـ میدان قیام ـ خیابان علامه مجلسی
* پل خواجو : اصفهان- انتهای جنوبی خیابان چهار باغ خواجو
* سی وسه پل :اصفهان- میدان انقلاب
* پل جویی : اصفهان- خیابان كمال اسماعی
* مسجد علی : میدان قیام محله هارونیه
*مسجد سید : اصفهان-خیابان مسجد سید
*کاروانسرای عباسی : اصفهان-40 کیلومتری جاده اصفهان به تهران
* درب کوشک


ادامه مطلب

جمعه 17 آذر 1391

سیتی سنتر اصفهان

   نوشته شده توسط: فتانه جوهری    



اصفهان سیتی سنتر ، بعنوان بزرگترین مجتمع گردشگری ، تفریحی و تجاری کشور ، در آینده ای نزدیک ، همچون خورشیدی درخشان در آسمان هنر معماری ایران خواهد درخشید .

طراحی این مجتمع با همکاری یک گروه توانمند معماری ایرانی (بدلیل شناخت و تسلط به معماری اصیل اصفهان و ایران) و یک گروه با تجربه غیر ایرانی که هر دو گروه دارای سوابق و تجارب متعدد جهانی میباشند ، انجام گرفته است .

 



ادامه مطلب

دوشنبه 29 آبان 1391

کلیسای وانک، اصفهان

   نوشته شده توسط: فتانه جوهری    

کلیسای وانک، اصفهان





کلیسای آمنا پرکیچ مقدس که در دیر (وانک) جلفای اصفهان قرار دارد کلیسای جامع ارامنه اصفهان محسوب میشود. با اسکان ارامنه در جلفای اصفهان در سالهای 1604 تا 1606 میلادی، کلیسای کوچکی برای انجام فرایض مذهبی به نام امناپرکیچ بنا گردید که بعلت نامناسب و کوچک بودن آن تخریب گردیده و کلیسای تازه و باشکوهی با تلاشهای خلیفه داوید و مساعدتهای مالی اهالی جلفا و نیز خواجه سافراز در سال 1655 میلادی آغاز گردیده و طی نه سال به اتمام رسید. با توجه به وجود ساختمانهای اطراف کلیسا، همچون ساختمان موزه و ساختمان خلیفه گری ارامنه اصفهان و جنوب به اهمیت آن افزوده شده است .

 


ادامه مطلب

شنبه 27 آبان 1391

شعر صائب در وصف زاینده رود

   نوشته شده توسط: فتانه جوهری    




صائب تبریزی ملك شعرای عصر شاه عباس دوم كه درمراسم افتتاح پل شاهی ( پل خواجو) درنوروز سال 1060 هجری قمری در حضور پادشاه بوده است درباره زاینده‏ رود اصفهان اشعاری سروده است.



اصفهان یك دل روشن چراغان شده است


پل ز آراستگی تخت سلیمان شده است

باده چون سیل ز هر چشمه روان گردیده است


كمر پل ز می لعل بدشخان شده است

از گل و شمع كه افروخته و ریخته است


كهكشان دگر از خاك نمایان شده است

چون مه عید كه گردد شفق چهره فروز


طاقها از می گلرنگ فروزان شده است

عالم آب دو بالا شده از عشرت پل


شادی در عشرت ایام دو چندان شده است

رنگ سیلاب طلایی شده از نور چراغ


چشمها مشرق خورشید درخشان شده است

می دهد یاد سر پل ز خیابان بهشت


مع و گل چهره حوراست كه تابان شده است

بادبانهاست پی كشتی درای دل می


سایبانها كه ز اطراف نمایان شده است

شده چون قوس قزح هر خم طاقی رنگین


از تماشا پر وبال نگه الوان شده است

زنده رود از كف مستانه كه بر لب دارد


جوی شیری است كه در خلد خرامان شده است

از رگ ابر هوا چنگ به دامان دارد 


ازگل سرخ زمین چهره مستان شده است

بس كه در مغز هوا نكهت گل پیچیدست


مغز ابر از اثر عطسه پریشان شده است

توبه عاجز ز عنان داری تقوی گشته است


زهد، خاروخس سیلاب بهاران شده است

كشتی میشده هر طاق پل از باده ناب


لنگر توبه خراباتی توفان شده است

توبه كز سنگدلی داشت ز فولاد اساس


همچوموم از نفس گرم چراغان شده است

خون خاك آمده از جرعه فشانان در جوش


كوچه‌ها از می گلرنگ رنگ كان شده است

روزگار طرب و مستی و بی پروریست


كه می و طرب و معشوق فراوان شده است

مد احسان ز رگ ابر كشیده است بهار


دامن خاك پر از گوهر غلطان شده است

خون خود می خورد و خاك به لب می مالد


زهد ازتوبه ود بس كه پشیمان شده است

خاك ازسبزه مینا شده چون طوطی مست


چرخ، تنگ شكر ازخنده مستان شده است

می زند قهقه كبك به طاووس بهشت


بط كه شهبا دل باده پرستان شده است

بی ستونیست پر از صورت شیرین سر پل


كه ز تردستی فرهاد گلستان شده است

ابر گریان گل رخسار مه كنعانیست


كه كبود ازاثر سیلی اخوان شده است

چشم بدور از این عهد كه هر چشمه پل


زندگیبخش چو سر چشمه حیوان شده است

كمر خدمت شه بسته زپل زرین رود


كه مقام طرب خسرو ایران شده است

شاه عباس جوانبخت كه ازبخت جوان


كیمیای طرب عالم امكن شده است

روزش از روزدگر خوشتر و نیكو تر باد


كه از وروی زمین یك گل خندان شده است






شنبه 27 آبان 1391

مهمانسرای عباسی

   نوشته شده توسط: فتانه جوهری    




تاریخچه مهمانسرای عباسی

 معماری شكوهمند ایران همواره چون گوهری تابان در میان آثار معماری جهان می درخشیده و از مرتبه ای بلند برخوردار بوده است . در این میان ، معماری مكتب اصفهان در دوره های گوناگون طلایه دار این راه پرشكوه بوده و نام هنر و فرهنگ ایران را در گوشه و كنار جهان بلند آوازه كرده است . در دوره صفوی ، شهر اصفهان از چنان عظمت و شكوهی بهرمند شد كه نصف جهانش نامیدند . در میان آثار معماری بازمانده از این عصر مجموعه مدرسه و بازارچه و كاروانسرایی برجای مانده است كه در كنار خیابان چهارباغ اصفهان چون گوهری یگانه می درخشد . این مجموعه به دستور شاه سلطان حسین صفوی ، ساخته شد و آن را به مادر خویش پیشكش كرد . از این رو ، مدرسه و كاروانسرای مادر شاه نامیده شد . از مجموعه بناهای یاد شده ، مدرسه از همه مشهورتر و به اعتبار كاشیكاری ظریف و بی همانند آن ، از زیباترین آثار تاریخی اصفهان و جهان به شمار می رود . این شاه بیت معماری اسلامی كه با وقاری شكوهمند در كنار چهارباغ نشسته و بیشتر به نام مدرسه چهارباغ معروف است ، بیش از سه قرن است كه طالبان علوم دینی و دانشوران علوم الهی ، در كنار پیچ و تاب خاموش اما پرشور نقش كاشیهای آبی ، در آن به تعلیم و تعلم سرگرم اند . در آغاز ، انگیزه اصلی ساختن بازار و كاروانسرا استفاده از عواید آنها برای نگهداری مدرسه و تامین معاش اهل مدرسه بوده است . بازار را ، كه در كنار ضلع شمالی مدرسه قرار دارد ، سقفی بلند از تاق ضربیهای خوش نما پوشانده و حجره های دو طرف آن در دو طبقه ساخته شده است . این بازارچه را پیشتر بازارچه بلند می خواندند و امروز بازار هنر می نامند . اكنون در حجره های این بازار دست سازهای بومی و سنتی به مشتریان عرضه می شود و در حجره های فوقانی ، صنعتگران بومی به ساختن این آثار مشغولند . هنوز هم در این بازار اشیایی به مشتریان فروخته می شود كه نامهای خاطره برانگیزی را به یاد می آورد : خاتم مینا ، قلمكار ، قلمزنی ، منبت ، سوخت ، تذهیب ، معرق ، گلابتون ، زریبافی ... . از زمان ساخت مجموعه مدرسه و بازار و كاروانسرا سیصد سال می گذرد . به نظر می رسد بنای مدرسه مادر شاه در سال 1112 هجری قمری آغاز و تا سال 1128 به طول انجامیده است . تاریخهای نقش شده در گوشه و كنار این مدرسه ، زمان ساخت آن را مشخص می كند . در كتیبه ای سال 1114 و بر كتیبه چوبی دیگری سال 1119 و در نقش حک شده بر در مدرسه ، سال 1120 و در كتیبه ای به خط عبدالرحیم جزایری ، سال 1122 نقش است .
با شكوفایی اقتصاد ایران در عصر صفوی ، ساختن بناهای عظیم و سودمند همچون بازار ، پل ، سد ، آب انبار ، برج كبوتر ، رباط ، مسجد و مدرسه رواج یافت اما شاخص ترین بناهای آن دوره ، مجموعه كاروانسراهاست كه هنوز هم برخی از آنها ، اگر چه ویران ، در گوشه و كنار این سرزمین ، چه در كنار راه ها و چه در گوشه و كنار شهرها ، به چشم می خورد . كاروانسراها تنها محل اطراق شبانه كاروانیان و رهگذران و باراندازی و بارگیری كاروانها نبود . كاروانسراهای شهری همچنین فضایی مناسب برای نگهداری كالا و مبادلات بازرگانی بود . شاردن ، سیاح اروپایی كه در زمان صفوی از اصفهان دیدن كرد ، تعداد كاروانسراهای اصفهان را بیش از 1800 کاروانسرا خوانده است .
استواری و زیبایی از ویژگیهای اصلی كاروانسراهای صفوی است و مشابهتی كه كمابیش در ساختمان بیشتر آنها دیده می شود ، این گمان را تقویت می كند كه همه آنها از روی طرحی نمونه ساخته شده اند . اگر چه گاهی تفاوتهای اصلی در اجزای این بناها دیده می شود ، اما عناصر عمده ، همچون حیاط چهارگوش مركزی با اتاقهای یك یا دو طبقه در گرداگرد آن به صورت قرینه و صفه ها با ایوانهای جلوی اتاقها ویژگی مشترك بیشتر این كاروانسراهاست .
در بازسازی كاروانسرای مادر شاه كوشش شده است كه شكلی كلی آن محفوظ بماند و تنها تغییر ظاهری ، درختكاری و آرایش صحن مركزی آن به شكل باغهای اصیل ایرانی است . در آب و هوای كویری و نیمه كویری ایران ، حیاط قلب تپنده معماری است فضایی باز و مفرح كه طبیعت مهربان را با آب و گیاه به كاشانه ما می آورد و آن را از خشكی و سرمای بیرون محفوظ می دارد . كاروانسرای مادر شاه نیز همچون دیگر كاروانسراهای صفوی حیاطی مربع شكل در میان دارد كه طول هر ضلع آن هشتاد متر است . در نوسازی كاروانسرا این حیاط خاكی باغی پر گل و گیاه شده است كه نهری به نام فرشادی (farreshadi)از میان آن می گذرد . در هر ضلع حیاط ، ایوانی قرار دارد كه حجره های دو طبقه سفید رنگ در كنار آن صف كشیده اند . به گفته تاورنیه ، سیاح اوپایی ، بازرگانان متمكن آن روزگار ، اتاقهای پایین را به اتاقهای بالا ترجیح می دادند ، زیرا هم در تابستان خنك تر و هم به انبارها و باراندازهای آنان نزدیك تر بود . در آن زمان در صحن مركزی كاروانسرا سكویی دراز برای پیاده كردن بارها تعبیه شده بود و اصطبلهایی نیز برای تیمار چهارپایان باركش وجود داشت . ایوان شمالی كاروانسرا به بازارچه شاهی و ایوان جنوبی به باغ فتح آباد باز می شد كه امروز چیزی از آن آثار برجای نیست .
 
سادگی و استواری این بنا با فضایی دلگشا و آرام ، شكوه و زیبایی میدان نقش جهان را به یاد می آورد كه گوهر بازمانده از عهد صفوی است . اما شكوفایی عصر صفوی نیز پایدار نماند و در تند باد یورش افغانها به تاراج رفت . در دوره های بعد كاروانسرای مادرشاه نیز ، همچنین بسیاری از بناهای دیگر متروك ماند و تنهادر زمان حكومت ظل السلطان ، شاهزاده سفاك قاجار ، یك بار تعمیر شد . سپس در عهد معاصر از این بنا به عنوان آمادگاه پادگان اصفهان استفاده می شد كه امروز نام خیابان آمادگاه یادگار آن دوران است . فضای نسبتا وسیع این كاروانسرا موجب شد كه در سالهای بعد توقفگاه كامیونهای حمل قند و شكر باشد و در سال 1336 شمسی كه بازسازی این بنا آغاز شد ، با قرار ماهانه سی هزار ریال در اجاره اداره قند و شكر بود . همین بهره برداری نامناسب بود كه همراه با باران و آفتاب ، و بی اعتنایی مردمان ، بر سرعت ویرانی كاروانسرا افزود . دیوارهای آجری نمای داخلی ، بر اثر ضخامت كاهگل ،‌كه هر بار لایه ای بر لایه پیشین افزوده می شد ، شكاف برداشته ،‌در زیر وزن روز افزون بامها قد خم كرده بود ، پی های ضلع شرقی ، دیگر تاب نگهداری بنا را نداشت و دیوارها در آستانه سرنگونی بود . وضع دیگر قسمتها نیز چندان بهتر نبود . هم بنیاد بنا و هم رنگ و آب آن را گذر بی امان روزگار بر باد داده بود . كاشیها فروریخته ، درها و پنجره های قدیم به یغما رفته و سنگهای كف ایوانها و نبش دیوارها ، به مرور ایام ساییده و فرسوده شده بود .
در همین زمان بود كه شركت سهامی بیمه ایران گام پیش نهاد و با پیشنهاد آندره گدار ، كه زمانی رییس و در آن موقع مشاور اداره كل باستانشناسی بود ، تبدیل كاروانسرا به مهمانخانه و طرح ساختمان مهمانسرا را كه بعدا مهمانسرای شاه عباس نامیده شد ، تصویب كرد (سال 1336) . با این كار ، هم یك بنای ارزشمند تاریخی از انهدام نجات یافت ، هم خاطره كاربری نخستین آن ، یعنی اقامتگاه مسافران و سیاحان ، در شكل جدید مهمانسرا زنده ماند و هم فضایی بسیار چشم نواز و آبرومند در این شهر پرآوازه ایرانی به وجود آمد . اكنون ، زمزمه آب روان و رنگ و آب باغهای ایرانی ، جلوه هایی از معماری پرشكوه ایران اسلامی ، آثار هنری نشسته بر پیشانی دیوارها و ایوانهای رفیع ، چشم انداز گنبد فیروزه پر نقش و نگار مهمانسرای عباسی را چنان در یاد و خاطر میهمانان می نشاند كه هرگز نمی توانند آن را فراموش كنند.
در اجاره نامه منعقد شده بین شركت بیمه ایران و متولی وقت مدرسه چهارباغ ، در مورد تعمیر و یا احداث و نگهداری قسمتهای مختلف بنا چنین آمده است : "" شركت بیمه ایران ملزم است به هزینه خود مهمانخانه ای در مورد اجاره بسازد و تمام اعیان ساختمانی كه به وسیله شركت مذكور انجام خواهد شد متعلق به شركت مزبور است . نقشه مهمانخانه و عملیات ساختمانی باید با قانون عتیقات از لحاظ ابنیه تاریخی مغایرت نداشته باشد . آنچه از ساختمان سرای فتحیه (كاروانسرا) كه به موجب تشخیص اداره كل باستانشناسی برای بقای آن لازم باشد ، شركت بیمه ملزم است به هر هزینه خود و بلاعوض تعمیر و به حال فعلی حفظ نماید .
با خرید مقداری از زمینهای اطراف از شهرداری اصفهان و خرید و پرداخت سرقفلی مغازه هایی كه در بدنه جنوبی كاروانسرا احداث شده بود ، سرانجام در تابستان 1337 شمسی ، ساختمان مهمانسرا آغاز شد .
در بازسازی كاروانسرا دو هدف در نظر بود : حفظ اصالت نمای بیرونی ، و تبدیل حجره های كاروانسرا به اتاقهای مهمانسرا .
نخست دیوارها و سقفها بازسازی گردید . سپس اجزای آسیب دیده مهار و قالب بندی شد و خشت خام با آجر یا بتون جایگزین گردید . اكنون در اتاقهای مجلل سمت شمالی ، نمونه كامل و تقریبا دست نخورده دیوارهای قطور و تاق ضربی های مشهور به تاق و چشمه و تاقچه ها و رفهای سیصد سال پیش را می توان مشاهده كرد . در بازسازی ، كوشش شده است كه درها و پنجره ها اسلوب و چهره پیشین خود را حفظ كند . هر آنچه قابل مرمت بود تعمیر گردید و آنچه را دست زمان بر باد داده بود ، از نو ساخته شد .
در روند بازسازی ، تنگناهایی هم وجود داشت كه از آن میان نبود پشتوانه مالی ، ناتوانی پیمانكار و تغییر مدیریت ، دست به دست داد و بناچار در سال 1341 كار تعطیل شد . تا این زمان فقط سی و شش اتاق ضلع غربی ساخته شده بود . پس از دو سال توقف ، در اوایل سال 1344 ، دو پیمانكار جدید ادامه كار را به عهده گرفتند : شركت جنرال تكنیك برای كارهای تاسیساتی و شركت دشت برای كارهای ساختمانی . سرانجام ساختمان جدید با اتاقها و سرسراها ، و باغ مهمانسرا با غرفه های اطراف آن ، به شكل كنونی آماده بهره برداری شد . اما این كه چنین بنایی را چگونه باید آراست ، هنوز روشن نبود . در آغاز قرار بود باغ مهمانسرا اصالت خود را حفظ كند و قسمتهای دیگر ، شكل یك بنای ساده امروزی را داشته باشد . اما هر چه كار پیش می رفت این اندیشه قوت می گرفت كه در قسمتهای نوساز نیز از آذینها و طرحهای اصیل ایرانی استفاده شود . اصفهان كانون هنرهای دستی بود و سزاوار بود كه مهمانسرای این شهر جلوه گاهی از هنرهای اصیل بومی باشد . سرانجام همه طرحهای ارائه شده طرح شادروان استاد بهادری ، رئیس هنرستان هنرهای زیبای اصفهان ، از همه چشمگیرتر بود ، اما اجرای آن طرح ، دگرگونیهای كلی در ساختمان اصلی مهمانسرا و هزینه ای گزاف و زمانی دراز را می طلبید . هشت سال بود كه سرمایه ای هنگفت راكد مانده بود و به مصلحت نبود كه استفاده از این بنا بیش از این به تاخیر انجامد .
سرانجام ، مهندس مهدی ابراهیمیان برای تهیه طرح آرایش فضای داخلی مهمانسرا و اجرای آن انتخاب گردید . وی ، هم با شیوه های گوناگون هنرهای اصیل ایرانی آشنایی داشت و هم از شور و شوق فراوان برای زنده كردن هنرهای متنوع ایرانی برخوردار بود . آشنایی ایشان با بسیاری از هنرمندان اصفهانی كه در آن زمان به دلیل نبودن زمینه فعالیت مساعد ، كم كم گوشه می گرفتند نیز عامل دیگری در انتخاب نامبرده بود . وی علاوه بر تهیه طرحها ، اجرای آنها را نیز به عهده گرفت . سرانجام گروهی متشكل از یكصد و پنجاه نفر از طراحان و نقش پردازان و گچبران و مشبك سازان و آینه كاران ، كه بعدها عنوان گروه هنری مهر را برای خود برگزیدند ، كار تزئین مهمانسرا را از اوایل تابستان 1345 آغاز كرد و تا آخر همان سال به پایان رسانید . علاوه بر این ، در اجرای این طرح ، جوانان و هنر آموزان تازه كار نیز عملا آموزش داده شدند .
اداره چنین مهمانسرایی نیز از حساسیت ویژه ای برخوردار بود . برای این كار ، پس از مطالعه و دقت فراوان ، گروه هتلداری نگرسكو از فرانسه انتخاب شد كه از مهر 1344 به مدت دو سال این مسئولیت را عهده دار بود . از آن پس مدیریت مهمانسرا به مدیران ایرانی سپرده شد . این مدیران بیشتر از میان كارمندان عالیرتبه شركت بیمه ایران انتخاب می شدند . در سال 1351 شركت بیمه ایران تصمیم گرفت به توسعه مهمانسرا بپردازد. این توسعه تنها از جانب شرق امكان پذیر بود . بنابراین با خرید یازده هزار و پانصد متر مربع زمین كناره ضلع شرقی ، بخش ضمیمه مهمانسرا ، كه می توان آن را مهمانسرایی مستقل و مجهز دانست ، با هشتاد اتاق ،‌سرسرای ورودی ، رستوران ، تالار سخنرانی بزرگ و تمامی امكانات یك مهمانسرا ساخته شد . اینجا هم كار آراستن دیوارها و سقفها به مهندس ابراهیمیان سپرده شد و همان هنرمندان و صنعتگران پیشین ، اجرای طرحهای تازه و اصیل را برعهده گرفتند . 
 معماری شكوهمند ایران همواره چون گوهری تابان در میان آثار معماری جهان می درخشیده و از مرتبه ای بلند برخوردار بوده است . در این میان ، معماری مكتب اصفهان در دوره های گوناگون طلایه دار این راه پرشكوه بوده و نام هنر و فرهنگ ایران را در گوشه و كنار جهان بلند آوازه كرده است . در دوره صفوی ، شهر اصفهان از چنان عظمت و شكوهی بهرمند شد كه نصف جهانش نامیدند . در میان آثار معماری بازمانده از این عصر مجموعه مدرسه و بازارچه و كاروانسرایی برجای مانده است كه در كنار خیابان چهارباغ اصفهان چون گوهری یگانه می درخشد . این مجموعه به دستور شاه سلطان حسین صفوی ، ساخته شد و آن را به مادر خویش پیشكش كرد . از این رو ، مدرسه و كاروانسرای مادر شاه نامیده شد . از مجموعه بناهای یاد شده ، مدرسه از همه مشهورتر و به اعتبار كاشیكاری ظریف و بی همانند آن ، از زیباترین آثار تاریخی اصفهان و جهان به شمار می رود . این شاه بیت معماری اسلامی كه با وقاری شكوهمند در كنار چهارباغ نشسته و بیشتر به نام مدرسه چهارباغ معروف است ، بیش از سه قرن است كه طالبان علوم دینی و دانشوران علوم الهی ، در كنار پیچ و تاب خاموش اما پرشور نقش كاشیهای آبی ، در آن به تعلیم و تعلم سرگرم اند . در آغاز ، انگیزه اصلی ساختن بازار و كاروانسرا استفاده از عواید آنها برای نگهداری مدرسه و تامین معاش اهل مدرسه بوده است . بازار را ، كه در كنار ضلع شمالی مدرسه قرار دارد ، سقفی بلند از تاق ضربیهای خوش نما پوشانده و حجره های دو طرف آن در دو طبقه ساخته شده است . این بازارچه را پیشتر بازارچه بلند می خواندند و امروز بازار هنر می نامند . اكنون در حجره های این بازار دست سازهای بومی و سنتی به مشتریان عرضه می شود و در حجره های فوقانی ، صنعتگران بومی به ساختن این آثار مشغولند . هنوز هم در این بازار اشیایی به مشتریان فروخته می شود كه نامهای خاطره برانگیزی را به یاد می آورد : خاتم مینا ، قلمكار ، قلمزنی ، منبت ، سوخت ، تذهیب ، معرق ، گلابتون ، زریبافی ... . از زمان ساخت مجموعه مدرسه و بازار و كاروانسرا سیصد سال می گذرد . به نظر می رسد بنای مدرسه مادر شاه در سال 1112 هجری قمری آغاز و تا سال 1128 به طول انجامیده است . تاریخهای نقش شده در گوشه و كنار این مدرسه ، زمان ساخت آن را مشخص می كند . در كتیبه ای سال 1114 و بر كتیبه چوبی دیگری سال 1119 و در نقش حک شده بر در مدرسه ، سال 1120 و در كتیبه ای به خط عبدالرحیم جزایری ، سال 1122 نقش است .
با شكوفایی اقتصاد ایران در عصر صفوی ، ساختن بناهای عظیم و سودمند همچون بازار ، پل ، سد ، آب انبار ، برج كبوتر ، رباط ، مسجد و مدرسه رواج یافت اما شاخص ترین بناهای آن دوره ، مجموعه كاروانسراهاست كه هنوز هم برخی از آنها ، اگر چه ویران ، در گوشه و كنار این سرزمین ، چه در كنار راه ها و چه در گوشه و كنار شهرها ، به چشم می خورد . كاروانسراها تنها محل اطراق شبانه كاروانیان و رهگذران و باراندازی و بارگیری كاروانها نبود . كاروانسراهای شهری همچنین فضایی مناسب برای نگهداری كالا و مبادلات بازرگانی بود . شاردن ، سیاح اروپایی كه در زمان صفوی از اصفهان دیدن كرد ، تعداد كاروانسراهای اصفهان را بیش از 1800 کاروانسرا خوانده است .
استواری و زیبایی از ویژگیهای اصلی كاروانسراهای صفوی است و مشابهتی كه كمابیش در ساختمان بیشتر آنها دیده می شود ، این گمان را تقویت می كند كه همه آنها از روی طرحی نمونه ساخته شده اند . اگر چه گاهی تفاوتهای اصلی در اجزای این بناها دیده می شود ، اما عناصر عمده ، همچون حیاط چهارگوش مركزی با اتاقهای یك یا دو طبقه در گرداگرد آن به صورت قرینه و صفه ها با ایوانهای جلوی اتاقها ویژگی مشترك بیشتر این كاروانسراهاست .
در بازسازی كاروانسرای مادر شاه كوشش شده است كه شكلی كلی آن محفوظ بماند و تنها تغییر ظاهری ، درختكاری و آرایش صحن مركزی آن به شكل باغهای اصیل ایرانی است . در آب و هوای كویری و نیمه كویری ایران ، حیاط قلب تپنده معماری است فضایی باز و مفرح كه طبیعت مهربان را با آب و گیاه به كاشانه ما می آورد و آن را از خشكی و سرمای بیرون محفوظ می دارد . كاروانسرای مادر شاه نیز همچون دیگر كاروانسراهای صفوی حیاطی مربع شكل در میان دارد كه طول هر ضلع آن هشتاد متر است . در نوسازی كاروانسرا این حیاط خاكی باغی پر گل و گیاه شده است كه نهری به نام فرشادی (farreshadi)از میان آن می گذرد . در هر ضلع حیاط ، ایوانی قرار دارد كه حجره های دو طبقه سفید رنگ در كنار آن صف كشیده اند . به گفته تاورنیه ، سیاح اوپایی ، بازرگانان متمكن آن روزگار ، اتاقهای پایین را به اتاقهای بالا ترجیح می دادند ، زیرا هم در تابستان خنك تر و هم به انبارها و باراندازهای آنان نزدیك تر بود . در آن زمان در صحن مركزی كاروانسرا سكویی دراز برای پیاده كردن بارها تعبیه شده بود و اصطبلهایی نیز برای تیمار چهارپایان باركش وجود داشت . ایوان شمالی كاروانسرا به بازارچه شاهی و ایوان جنوبی به باغ فتح آباد باز می شد كه امروز چیزی از آن آثار برجای نیست .
سادگی و استواری این بنا با فضایی دلگشا و آرام ، شكوه و زیبایی میدان نقش جهان را به یاد می آورد كه گوهر بازمانده از عهد صفوی است . اما شكوفایی عصر صفوی نیز پایدار نماند و در تند باد یورش افغانها به تاراج رفت . در دوره های بعد كاروانسرای مادرشاه نیز ، همچنین بسیاری از بناهای دیگر متروك ماند و تنهادر زمان حكومت ظل السلطان ، شاهزاده سفاك قاجار ، یك بار تعمیر شد . سپس در عهد معاصر از این بنا به عنوان آمادگاه پادگان اصفهان استفاده می شد كه امروز نام خیابان آمادگاه یادگار آن دوران است . فضای نسبتا وسیع این كاروانسرا موجب شد كه در سالهای بعد توقفگاه كامیونهای حمل قند و شكر باشد و در سال 1336 شمسی كه بازسازی این بنا آغاز شد ، با قرار ماهانه سی هزار ریال در اجاره اداره قند و شكر بود . همین بهره برداری نامناسب بود كه همراه با باران و آفتاب ، و بی اعتنایی مردمان ، بر سرعت ویرانی كاروانسرا افزود . دیوارهای آجری نمای داخلی ، بر اثر ضخامت كاهگل ،‌كه هر بار لایه ای بر لایه پیشین افزوده می شد ، شكاف برداشته ،‌در زیر وزن روز افزون بامها قد خم كرده بود ، پی های ضلع شرقی ، دیگر تاب نگهداری بنا را نداشت و دیوارها در آستانه سرنگونی بود . وضع دیگر قسمتها نیز چندان بهتر نبود . هم بنیاد بنا و هم رنگ و آب آن را گذر بی امان روزگار بر باد داده بود . كاشیها فروریخته ، درها و پنجره های قدیم به یغما رفته و سنگهای كف ایوانها و نبش دیوارها ، به مرور ایام ساییده و فرسوده شده بود .
در همین زمان بود كه شركت سهامی بیمه ایران گام پیش نهاد و با پیشنهاد آندره گدار ، كه زمانی رییس و در آن موقع مشاور اداره كل باستانشناسی بود ، تبدیل كاروانسرا به مهمانخانه و طرح ساختمان مهمانسرا را كه بعدا مهمانسرای شاه عباس نامیده شد ، تصویب كرد (سال 1336) . با این كار ، هم یك بنای ارزشمند تاریخی از انهدام نجات یافت ، هم خاطره كاربری نخستین آن ، یعنی اقامتگاه مسافران و سیاحان ، در شكل جدید مهمانسرا زنده ماند و هم فضایی بسیار چشم نواز و آبرومند در این شهر پرآوازه ایرانی به وجود آمد . اكنون ، زمزمه آب روان و رنگ و آب باغهای ایرانی ، جلوه هایی از معماری پرشكوه ایران اسلامی ، آثار هنری نشسته بر پیشانی دیوارها و ایوانهای رفیع ، چشم انداز گنبد فیروزه پر نقش و نگار مهمانسرای عباسی را چنان در یاد و خاطر میهمانان می نشاند كه هرگز نمی توانند آن را فراموش كنند.
در اجاره نامه منعقد شده بین شركت بیمه ایران و متولی وقت مدرسه چهارباغ ، در مورد تعمیر و یا احداث و نگهداری قسمتهای مختلف بنا چنین آمده است : "" شركت بیمه ایران ملزم است به هزینه خود مهمانخانه ای در مورد اجاره بسازد و تمام اعیان ساختمانی كه به وسیله شركت مذكور انجام خواهد شد متعلق به شركت مزبور است . نقشه مهمانخانه و عملیات ساختمانی باید با قانون عتیقات از لحاظ ابنیه تاریخی مغایرت نداشته باشد . آنچه از ساختمان سرای فتحیه (كاروانسرا) كه به موجب تشخیص اداره كل باستانشناسی برای بقای آن لازم باشد ، شركت بیمه ملزم است به هر هزینه خود و بلاعوض تعمیر و به حال فعلی حفظ نماید .
با خرید مقداری از زمینهای اطراف از شهرداری اصفهان و خرید و پرداخت سرقفلی مغازه هایی كه در بدنه جنوبی كاروانسرا احداث شده بود ، سرانجام در تابستان 1337 شمسی ، ساختمان مهمانسرا آغاز شد .
در بازسازی كاروانسرا دو هدف در نظر بود : حفظ اصالت نمای بیرونی ، و تبدیل حجره های كاروانسرا به اتاقهای مهمانسرا .
نخست دیوارها و سقفها بازسازی گردید . سپس اجزای آسیب دیده مهار و قالب بندی شد و خشت خام با آجر یا بتون جایگزین گردید . اكنون در اتاقهای مجلل سمت شمالی ، نمونه كامل و تقریبا دست نخورده دیوارهای قطور و تاق ضربی های مشهور به تاق و چشمه و تاقچه ها و رفهای سیصد سال پیش را می توان مشاهده كرد . در بازسازی ، كوشش شده است كه درها و پنجره ها اسلوب و چهره پیشین خود را حفظ كند . هر آنچه قابل مرمت بود تعمیر گردید و آنچه را دست زمان بر باد داده بود ، از نو ساخته شد .
در روند بازسازی ، تنگناهایی هم وجود داشت كه از آن میان نبود پشتوانه مالی ، ناتوانی پیمانكار و تغییر مدیریت ، دست به دست داد و بناچار در سال 1341 كار تعطیل شد . تا این زمان فقط سی و شش اتاق ضلع غربی ساخته شده بود . پس از دو سال توقف ، در اوایل سال 1344 ، دو پیمانكار جدید ادامه كار را به عهده گرفتند : شركت جنرال تكنیك برای كارهای تاسیساتی و شركت دشت برای كارهای ساختمانی . سرانجام ساختمان جدید با اتاقها و سرسراها ، و باغ مهمانسرا با غرفه های اطراف آن ، به شكل كنونی آماده بهره برداری شد . اما این كه چنین بنایی را چگونه باید آراست ، هنوز روشن نبود . در آغاز قرار بود باغ مهمانسرا اصالت خود را حفظ كند و قسمتهای دیگر ، شكل یك بنای ساده امروزی را داشته باشد . اما هر چه كار پیش می رفت این اندیشه قوت می گرفت كه در قسمتهای نوساز نیز از آذینها و طرحهای اصیل ایرانی استفاده شود . اصفهان كانون هنرهای دستی بود و سزاوار بود كه مهمانسرای این شهر جلوه گاهی از هنرهای اصیل بومی باشد . سرانجام همه طرحهای ارائه شده طرح شادروان استاد بهادری ، رئیس هنرستان هنرهای زیبای اصفهان ، از همه چشمگیرتر بود ، اما اجرای آن طرح ، دگرگونیهای كلی در ساختمان اصلی مهمانسرا و هزینه ای گزاف و زمانی دراز را می طلبید . هشت سال بود كه سرمایه ای هنگفت راكد مانده بود و به مصلحت نبود كه استفاده از این بنا بیش از این به تاخیر انجامد .
سرانجام ، مهندس مهدی ابراهیمیان برای تهیه طرح آرایش فضای داخلی مهمانسرا و اجرای آن انتخاب گردید . وی ، هم با شیوه های گوناگون هنرهای اصیل ایرانی آشنایی داشت و هم از شور و شوق فراوان برای زنده كردن هنرهای متنوع ایرانی برخوردار بود . آشنایی ایشان با بسیاری از هنرمندان اصفهانی كه در آن زمان به دلیل نبودن زمینه فعالیت مساعد ، كم كم گوشه می گرفتند نیز عامل دیگری در انتخاب نامبرده بود . وی علاوه بر تهیه طرحها ، اجرای آنها را نیز به عهده گرفت . سرانجام گروهی متشكل از یكصد و پنجاه نفر از طراحان و نقش پردازان و گچبران و مشبك سازان و آینه كاران ، كه بعدها عنوان گروه هنری مهر را برای خود برگزیدند ، كار تزئین مهمانسرا را از اوایل تابستان 1345 آغاز كرد و تا آخر همان سال به پایان رسانید . علاوه بر این ، در اجرای این طرح ، جوانان و هنر آموزان تازه كار نیز عملا آموزش داده شدند .
اداره چنین مهمانسرایی نیز از حساسیت ویژه ای برخوردار بود . برای این كار ، پس از مطالعه و دقت فراوان ، گروه هتلداری نگرسكو از فرانسه انتخاب شد كه از مهر 1344 به مدت دو سال این مسئولیت را عهده دار بود . از آن پس مدیریت مهمانسرا به مدیران ایرانی سپرده شد . این مدیران بیشتر از میان كارمندان عالیرتبه شركت بیمه ایران انتخاب می شدند . در سال 1351 شركت بیمه ایران تصمیم گرفت به توسعه مهمانسرا بپردازد. این توسعه تنها از جانب شرق امكان پذیر بود . بنابراین با خرید یازده هزار و پانصد متر مربع زمین كناره ضلع شرقی ، بخش ضمیمه مهمانسرا ، كه می توان آن را مهمانسرایی مستقل و مجهز دانست ، با هشتاد اتاق ،‌سرسرای ورودی ، رستوران ، تالار سخنرانی بزرگ و تمامی امكانات یك مهمانسرا ساخته شد . اینجا هم كار آراستن دیوارها و سقفها به مهندس ابراهیمیان سپرده شد و همان هنرمندان و صنعتگران پیشین ، اجرای طرحهای تازه و اصیل را برعهده گرفتند .










More Info: http://www.abbasihotel.ir


شنبه 27 آبان 1391

UNWTO Info

   نوشته شده توسط: فتانه جوهری    


یکشنبه 5 تیر 1390

عصارخانه شاهی

   نوشته شده توسط: فتانه جوهری    

در میدان نقش جهان  اصفهان اثری گمنام داریم که در شکوه و عظمت آثاری مانند مسجد امام ، مسجد شیخ لطف الله و عالی قاپو محو شده است . بنایی که اگرچه خود تاریک و بی فروغ است روزگاری مایه روشنایی چراغ های خانه های ایرانیان و حتی محافل شاهانه بوده است . بنایی کهنسال و پر رمز و راز ، سرشار از گلایه از این همه ، بی توجهی . عصار خانه شاهی و عصارخانه های دیگر ، بناهای کم اهمیتی نبوده و نیستند. در واقع همان گونه که امروز قلب صنعت ایران در دست های اصفهان می تپد در زمان های گذشته نیز از لحاظ صنعتی مقام نخست را دارا بوده است . عصار خانه ها در صنعت تامین روشنایی (تأمین نور چراغ) کود جهت زمین های زراعی ، غذای دام ها و تهیه ی مواد اولیه جهت رنگ آمیزی و صابون سازی نقش مهمی را در زندگی مردم ایفا می کرده اند . کیفیت فعلی این آثار از لحاظ تیرها و سنگهای آسیاب ها، نمره ها و نوع هنر بی نظیر و بر اساس تحقیقات انجام شده مربوط به قبل از صفویه است . تعداد این عصار خانه ها در شهر بزرگ اصفهان 17 عصار خانه بوده که متاسفانه در قرن اخیر یکی بعد از دیگری نابود و اکنون تنها 2 یا 3 عصار خانه در شهر اصفهان وجود دارد.


 مختصری پیرامون گذشته ی عصارخانه شاهی :

عصارخانه شاهی در بازار مخلص نزدیک چهارسوق شاه و مدرسه ی ملاعبدالله در زیر زمینی با مساحت 360 متر مربع و زیر بنای 700 متر مربع واقع شده و از جمله آثار دوران صفویه است که به دستور شاه عباس اول بنا گردیده . البته این عصارخانه شاهی از بدو تأسیس به همین عنوان و با همین کارکرد مورد استفاده بوده جای تحقیق و پژوهش بیشتری دارد ، زیرا بنا به گفته ی مصطفی پور عصار از کنارکنان و وابستگان به این عصار خانه در زمان فعالیت آن ، این محل در زمان صفویه کاربرد دیگری داشته و از زمان نادرشاه افشار به بعد از آن به عنوان عصارخانه یا کارخانه ی روغن کشی استفاده می شده است . از دلایل وی بر این مدعی می توان به غرفه ها یا دهانه هایی اشاره کرد که در قسمت بالای عصار خانه ساخته شده و برای کارکنان عصاری استفاده ی خاصی نداشته است که ظاهرا در کاربرد قبلی آن مورد استفاده بوده است . اما این نکته باز هم جای تحقیق و تأمل بیشتری دارد. در مورد روند کار در این جا می توان گفت تقریبا همیشه کار و فعالیت در عصارخانه جاری بوده و حتی در زمانهای مختلف ابزار و آلاتی هم به آن اضافه شده است . از جمله دلایل این امر باید به تیری که بر دیوار عصار خانه نصب شده و تاریخ 1200 قمری بر آن حک شده اشاره کرد . عصار خانه ی شاهی بنابر نقل قول خانواده ی پورعصار که سال های زیادی را صرف کار و گرداندن آن نموده اند تا حدود سالهای 49-48 نیز به فعالیت خود ادامه می داد و این در حالیست که چند سال قبل از آن حاج عباس پورعصار از مدیران پرکار این محل جان به جان آفرین تسلیم کرده و پسران وی پیرو راه وی بودند اما از آن زمان به بعد عصار خانه ی شاهی به مثابه ی پیشرفت تکنولوژی کارکرد خود را از دست داد و به تعطیلی انجامید . عوامل انسانی و طبیعی و هم چنین بلا استفاده ماندن این مکان سبب تخریب آن و متاسفانه تبدیلش به محل جمع آوری زباله گردیده بود . تا اینکه با خریداری آن توسط شهرداری در سال 1379 از مالکش و آغاز عملیات مرمت توسط سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری اصفهان از زوال و نابودی نجات یافت .

چگونگی ساختمان عصار خانه :

ورودی بنا در حال حاضر به وسیله ی دری از سمت بازار بدون هشتی است . البته این در ، در اصلی آن نیست و قبلا از قسمت عصارخانه رفت و آمد می شده است . ساختمان اصلی عصار خانه در یک طبقه با ارتفاع حدود 11 متر است که این فضا توسط سه فضای گنبدی شکل ایجاد شده است و قسمت های جانبی آن در دو طبقه شکل گرفته اند . این اثر تاریخی با دیواره های ضخیم خشتی (آجری) با پوشش طاق و تویزه بدون کار بندی و قاب سازی ایجاد گردیده است . فضای هشت ضعلی واقع در شرق بنا، محل انبار کیسه های دانه های روغنی و فضای شمال محل نگهداری خمره های روغن بوده که هنوز هم دیده می شوند. در این بنا با توجه به قرار گرفتن آن کنار بناهای دیگر بازار ، در یا پنجره ای دیده نمی شود و روشنایی آن توسط نورگیرهایی که در سقف تعبیه شده است تامین می گردد. قابل ذکر است که سقف ها به سبک طاق چشمه کار شده اند . به دلیل این که ساختمان در نقش کارخانه کاربری داشته است فضاهای داخلی عاری از تزیینات بوده و همه ی قسمت ها با آجرهای خشتی شکل گرفته اند . جلوی عصار خانه هم قبلا باراندازی بوده که پس از تعطیل شدن کارخانه به پاساژ تبدیل گردیده است.

ابزار و آلات موجود در عصار خانه :

دو سنگ آسیاب بزرگ در فضای اصلی که نقش خرد کردن دانه ها را با کمک دو مشتری که دور آسیاب می چرخیدند به عهده داشتند . جنس این دو سنگ و به طور کلی دیگر سنگ های عصار خانه هم عموما از سنگ لاسو است . لاسو نام کوهی نزدیک کردستان است که منحصرا دارای سنگ محکم بوده و به دلیل همین مقاومت و استحکام فوق العاده ، در اثر گذشت زمان و کار زیاد این سنگ ها ساییده و خرد نمی شوند.
تنه های درخت چنار که به یکدیگر متصل گردیده و به عنوان عنصر فشاری بر روی دانه های آسیاب شده عمل می کردند. البته قبل از این مرحله با مخلوط کردن مقداری آب، مواد را به صورت خمیر در می آورند و هر 10-15 کیلو از این خمیر را روی ظرفی که کاربرد سینی امروزی را داشت می ریختند و آن ظروف را در حفره ای تحت فشار اهرمی قرار داده و توسط شیری بزرگ که از همان تنه ی درخت چنار بود روغن آن را می گرفتند. خمره ای هم برای جمع آوری روغن ها در راهروی همان حفره وجود داشت . از دیگر ابزار موجود در عصار خانه هم می توان موارد زیر را بر شمرد. دستگاهی مکانیکی که بعدا به مجموعه وسایل عصارخانه اضافه شده ، ظروف و پیمانه های موجود که عموما از جنس پوست می باشد و ...
حتما از عصار خانه و هر آنچه که دارد بازدید کنید. زیرا این بنای استثنایی در حالی که شما را به فکر وا می دارد قدرت دل کندن از این فضای آرام و زیبا را نیز از شما می گیرد .
منبع: نشریه اصفهان زیبا


یکشنبه 5 تیر 1390

كاخ چهلستون

   نوشته شده توسط: فتانه جوهری    

كاخ چهلستون از نخستین بناهایی است كه در آن تزئین وسیع، آینه‌كاری، نقاشیهای بزرگ دیواری و ستونهای چوبی، با سرستونهای مقرنس به كار رفته است. تمام دیوارها با آینه‌های قدی و شیشه‌ها و نقاشیهای رنگی و زیبا تزئین شده بوده و همه درها و پنجره‌ها از نوع منبت و خاتم بوده است. مهارت و استادی ایرانیان در طرح این كاخ به خوبی مشاهده میشود كه درآن فضای خارج از عمارت با فضای داخل آن، چنان مربوط و هماهنگ است كه نمی توان تشخیص داد كجا یكی پایان مییابد و دیگری آغاز میگردد. ایوان اصلی و چشمگیر كوشك با ستونهای متعدد كه از ویژگیهای بنا محسوب میگردند، موجب تسمیه بنا به كاخ چهلستون گردید. در ایران تعدد و كثرت را بیشتر با عدد چهل بیان میكنند و به طور تصادفی چون تعداد ستونهای تالار، بیست عدد و انعكاس عمارت و ستونها هم در استخر مقابل آن به خوبی مشهود است، این كاخ با انعكاس آن در آب مفهوم «چهل ستون»  پیدا می كند. هریك از ستون های بیست گانه تالار ازیك تنه درخت چنار تشكیل شده و بر روی آنها لایه نازكی از تخته رنگ شده وجود دارد كه سابقاً با آینه و شیشه‌های رنگی پوشیده شده بود. استخرِ مقابل عمارت به طول 110 متر و عرض 16 متر هم‌اكنون نیز طراوت و زیبایی خاصی به این كاخ می دهد. درگذشته جهش آب درحوض وسط تالار از دهان شیرهایی كه درچهار گوشه حوض قرار داشتند و فواره‌های سنگی كه نقطه به نقطه در جوی كوچك اطراف عمارت قرار داشتند، صفای مخصوصی به این عمارت می‌داده است. تناسبات استخر مقابل كاخ برای دیدن تصویر كاخ در آب و تیرگی كف استخر به منظور هرچه عمیق‌ تر نشان دادن آن طراحی گشته‌اند. چهارقطعه پایه ستون‌هایی كه به صورت مجسمه‌های شیر و انسان در چهار گوشه استخر قرار دارند و دو تخته سنگ حجاری شده به شكل چهار شیر كه در دو باغچه طرفین خیابان ورودی این عمارت قرار دارد و از تزئینات درون باغ محسوب می گردند،  در اصل متعلق به این كاخ نیست و تنها آثار برجای مانده از قصرهای زمان صفویه به نام "سرپوشیده" و " آینه‌خانه" هستند كه امروز دیگر وجود ندارند. از ایوان چهلستون  سه در به تالار پذیرایی كه تمام عرض كوشك را اشغال كرده، راه دارد. دیوارهای بالا را سه تابلو رنگ روغنی بزرگ زینت داده  و به تماشاگران كمك می كند تا زندگی پر غوغا و با نشاط قرن هفدهم را در نظر مجسم سازند.  یكی از این تابلوها شاه عباس را هنگام پذیرایی از خان ازبك نشان میدهد. شاه و خان هردو در یك شاه نشین نشسته‌اند. نقاشی های پایین دیوار این تالار پذیرایی، همانند عالی‌قاپو مناظری از تفریحات ییلاقی و روستایی را نشان می دهد. همانند بنای چهلستون، باغ آن نیز دستخوش تغییراتی بوده است كه ازمهمترین آنها می توان به احداث خیابان سپه  بر سمت شمالی باغ ، و تغییر ورودی باغ از ضلع شرقی به ضلع شمالی و ایجاد جلوخان نیمدایره شكل امروزی از دوره پهلوی اشاره نمود. درجبهه جنوبی باغ نیز دخالت هایی در عرصه باغ به چشم می‌خورد كه شكل كلی باغ را تحت تأثیر خود قرار داده است. درهمین زمینه می‌توان به دیوارهای از بین رفته اطراف باغ  نیز اشاره كرد كه نقش آن درتغییر فضای داخل باغ به میزان زیادی احساس می گردد. اگراز سر در ورودی اصلی به سمت داخل باغ حركت كنیم، منظره كاخ و تصویر درون آب سوی حركت را مورد تاكید قرار می دهد. محور اصلی نیز جهت حركت را به كمك ردیف درختان دو سوی استخر كشیده میانی، به خوبی مشخص می‌ نماید، بدین ترتیب كه فضایی ممتد و جهت دار به سمت كوشك اصلی ایجاد می كند و همچنین استخر آب  بر مطلوبیت فضایی این محور می‌افزاید. از سوی دیگر ایوان چهلستون رابطه بصری بین بیرون و اندرون كوشك را برقرار می‌سازد و حد فاصل آنهاست. باغ چهلستون تقریباً مسطح و دارای شیب بسیار كمی است كه به هدایت آب در جوی ها و كرت كمك می نماید. این باغ  با مساحتی بیش از 67000 متر مربع به شكل مربع مستطیل با طول و عرض تقریباً برابر است كه متأسفانه در اثر تصرفاتی كه صورت پذیرفته، شكل اصلی آن تغییر یافته و بخش هایی از آن در سمت جنوبی جدا گشته‌اند. باغ به كمك یك محور اصلی طولی درجهت شرقی - غربی كه استخر آب كشیده را در میان دارد و یك محور عرضی بدون جوی آب به چهار قسمت اصلی تقسیم گشته است. این محور عرضی با گذر از ایوان ستوندار در سوی دیگر نیز تداوم یافته است. ایوان به عنوان فضایی میانی، پیوند میان فضای باز و فضای بسته را مورد تأكید قرار میدهد. محور طولی دیگر كه از سمت شمالی كوشك می‌گذرد دارای جویی در میان است كه آب جوی شاهی بدان وارد می شده است. آبراهه‌ای از بلوك های سنگ ‌قواره در پیرامون كوشك میانی قرار دارد و داخل حوض های كوچكی می گردد. جزئیات این آبراهه‌ها، یادآور نمونه‌های موجود در پاسارگاد است و سنتی مداوم از زمان هخامنشیان را به نمایش میگذارد. كوشك اصلی – كاخ چهلستون – یك ‌سوم بالایی باغ جای گرفته است. سایر كرت ‌بندی ها و تقسیم‌بندی های باغ از تناسبات قائمه پیروی كرده و باغ متقارن است. باغ چهلستون به عنوان فضای درباری و محلی برای پذیرایی رسمی از میهمانان خارجی شكل گرفته است. از آنجایی‌ كه نقاشی های با ارزش بر دیوار تالار اصلی از زمان صفویه بر جای مانده‌اند، امروزه  تالار اصلی خود به عنوان موزه مورد بهره برداری قرار گرفته است.


پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390

لیست اصفهان شناسان

   نوشته شده توسط: فتانه جوهری    

اصفهان شناسان قدیم :

حمزه اصفهانی.

مافروخی اصفهانی.

ابونعیم اصفهانی.

حسین آوی.

محمدمهدی ارباب اصفهانی.

حسین تحویلدار اصفهانی.

عبدالکریم گزی.

 

اصفهان شناسان فقید معاصر:

محمدحسین جابری انصاری.

استاد جلال الدین همایی.

میرسیدعلی جناب اصفهانی.

امیرقلی امینی.

عباس بهشتیان.

دکتر لطف الله هنرفر.

ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی.

حسین نورصادقی.

حسین عمادزاده.

منوچهر قدسی.

سیدمصلح الدین مهدوی.

دکتر محمد شفیعی.

سیدمهدی سجادی نایینی.

علی جواهرکلام.

مهدی مهرعلی زاده.

سیداحمد میرعلایی.

فیروز اشراقی.

دکتر سیدحسن حسینی ابری.

 

اصفهان شناسان پیش کسوت:

استاد محمد مهریار.

مرتضی تیموری.

لئون میناسیان.

دکتر سیدمحمدباقر کتابی.

نعمت الله میرعظیمی.

دکتر جمشید مظاهری (سروشیار).

دکتر سیروس شفقی.

دکتر ساسان سپنتا.

سیداحمد تویسرکانی.

دکتر فضل الله صلواتی.

 

اصفهان شناسان معاصر:

دکتر ابوالقاسم سری.

دکتر علی کرباسی زاده اصفهانی.

دکتر اصغر منتظرالقائم.

دکتر محمدعلی چلونگر.

دکتر نزهت احمدی.

دکتر رسول جعفریان.

دکتر مرتضی دهقان نژاد.

فاطمه دهقان نژاد.

دکتر حسن قره نژاد.

دکتر نصرالله شاملی.

دکتر حسین مسجدی.

سیدمحمدعلی موسوی فریدنی.

مصطفی هادوی (شهیر اصفهانی).

مهدی قرقانی.

عباس نصر.

دکتر حسین یقینی.

هوشنگ مظاهری.

دکتر سیداصغر محمودآبادی.

لطف الله احتشامی.

محمد طاهری.

محمدحسین ریاحی.

بهزاد قدسی.

منصور قاسمی.

گیتی آذرمهر.

محسن جاوری.

خسرو احتشامی هونه گانی.

حشمت الله انتخابی.

مجتبی ایمانیه.

عبدالله جبل عاملی.

مهندس محمودرضا شایسته .

دکتر مریم قاسمی سیچانی.

دکتر صنیع زاده.

 

اصفهان شناسان جوان :

مهندس محمدرضا نیلفروشان.

عبدالمهدی رجایی.

مهدی اعرابی.

غلامرضا نصراللهی.

غلامرضا نصر اصفهانی.

سیداحمد عقیلی.

حمیدرضا خلیلیان.

شهناز خواجه.

دکتر بهنام اوحدی.

دکتر شاهین سپنتا (علی حیدری).

علیرضا روحانی.

علیرضا شورشینی.

رضا صالحی پژوه.

محمدعلی صرامی.

محمد عیدی.


پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390

اصفهان و هنر

   نوشته شده توسط: فتانه جوهری    

جلوس شاه عباس در 1582 م   برتخت سلطنت  و انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان انگیزه ای بود تااین شهر نام  شکوهمند ترین مکتب نقاشی را تحت عنوان مکتب اصفهان به خود اختصاص دهد.نقاش بر جسته ای که نضج گیری مکتب اصفهان را مدیون وی هستیم آقا رضا است .  وی که آثار بسیاری به صورت رنگی و با مایه هایی اندک از خود به جای گذارده نقاش زبر دستی بود که با درک کامل بیان خطوط و به کارگیری صحیح آنها برای نمایش احجا م  و لباسها نمونه های قابل تعمقی را به خصوص در برخی نقاشیهای اواسط قرن شانزدهم ارائه داده است .از جمله این آثار نقاشیهای کتاب ناتمام شاهنامه ای است که در کتایخانه چستر بتی نگهداری میشود. از ویژگیهای نقاشیهای آقا رضا خطوطی است که بر خلاف ظرافت دلپذیر خطوط در پرسوناژ های محمدی از فربهی بیشتری بر خور دار است . در آثار رنگی آقا رضا نیز کنتراست و درخشندگی دلپذیری را که ویژه نقاشی های در بار صفوی است می توان باز یافت.  آقا رضا بنا     به قول اسکندر منشی مورخ حدود 1615 میلادی  مصاحبت و مجالست دوستان نا باب را برگزیده و از نقاشی دست کشید و این فرصتی بود تا نگار گر برجسته دیگری با نام رضا عباسی در عرصه هنر خود نمایی کند ( با علیرضای عباسی خطاط  اشتبا ه نشود  )  . شباهت بسیار آثار رضا عباسی و آقا رضا  با یکدیگر گاه تشخیص آثار این دو هنرمند را به تنگنا می کشاند و این گمان را که این دو با یکدیگر همکاری نزدیک داشته اند در ذهن قوت می بخشد. در قدیمیترین اثر رضا عاسی به سال 1602  م  که بسیاری از محققین هنوز هم تفاوت وی را از آقا رضا باز نشناخته اند شباهت زیادی را با نقاشی های آقا رضا می بینیم.  لیکن در بخش اعظم آثار رضا عباسی که تعیین کننده سبک و شیوه نقاشی در مابقی قرن هفدهم  م   است رضا عباسی  به طور قابل ملاحظه ای از نقطه نظر طرح و کاربرد رنگ از سبک و روش جوانی دور می گردد. پرسوناژ ها با صورت ها و تن پوش هایی زمخت حالتی تصنعی به خود می گیرند و سایر اعضا از خطوطی خشن بر خوردار میگردند. تحول اساسی  در رنگ بندی آثار رخ می نماید و مایه های ارغوانی ..زرد و قهوه ای جایگزین رنگهای قدیمی می گردد. از رضا عباسی آثار ارزشمند بسیار ی به صورت مرقع شامل نقاشیها و طرح ها و اتود ها و مینیاتور های نسخه خسرو و شیرین نظامی باقی مانده است .  در اواسط قرن هفدهم سبک و روش رضا عباسی  به وسیله هنر مندان دیگری نظیر افضل الحسینی ..محمد قاسم .. محمد یوسف و محمد علی تداوم یافت و خصوصیات مشخص تری به خود گرفت . معین مصور از جمله شاگردان برجسته رضا عباسی است که تا اوایل قرن هیجدهم  م  نیز آثاری از وی باقی مانده است . سبک و شیوه مکتب اصفهان با ارائه نمونه هایی کم وبیش نا مرغوب تا اواخر نیمه اول قرن هیجدهم  م   و حتی پس از غارت اصفهان توسط افاغنه  و سقوط دولت صفویه در سال 1722 نیز ادامه می یابد.


پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390

مهمترین‌ مکانهای جالب‌ توجه‌ در استان ‌اصفهان

   نوشته شده توسط: فتانه جوهری    

مهمترین‌ مکانهای جالب‌ توجه‌ ‌اصفهان عبارتند از:

آبشارهای سمیرم,شالورا,کردمحلیا, چشمه‌های ورتون,خوربیابانک‌,آبشارشاه,دیمه,ملاد,‌لادژوچشمه‌های آب معدنی‌ گرم ‌
مناطق حفاظت شده قمشلو و کلاه قاضی‌‌
 غارهای متعدد‌
کاخها وعمارتهای عالی‌ قاپو,چهلستون,هشت بهشت‌
ررروستاهای میمه,مورچه‌ خورت‌,مال وروستاهای تاریخی‌
قلعه‌های فارفاآن ,دیووترشک‌‌
پلهای تاریخی الله وردی‌ خان,خواجو,شهرستان,مارنان وسعادت‌ آباد‌
کاروانسراهای شیخ علی خان ,مهیار,سرای سفید,میرزاکوچک‌‌خان,خوانساریها
مناره‌‌های جنبان,چهل دختر, ساربان ,زیار,رهروان,آتشخانه‌,دارالضیا,غار,شعیا,گلدسته‌
چندین‌ کتیبه تاریخی‌
مدرسه‌‌های قدیمی چهارباغ,باباقاسم‌,ملاعبدالله,میرزاحسن,کاسه‌‌گران,نیماورد,جلالیه,‌شمس‌آبادوحیدر
خانه‌‌های اخوان,خرازی‌,پیرنیا,جمل,قدسیه,شیخ الاسلام‌
کبوترخانه‌ های‌متعدد‌
میدان امام(نقش جهان)‌
گنبدباز‌
چندین‌ مسجدباشکوه بامعماری‌ وکاشی‌ کاری‌ شگفت‌انگیز‌
آتشگاه کوه سنگی
چندین‌ آرامگاه عارفان وشاعران ایرانی‌‌
امامزاده‌‌های متعدد‌
کلیساهای تاریخی درجلفا‌


پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390

موقعیت استان اصفهان

   نوشته شده توسط: فتانه جوهری    

شهر اصفهان در 424 کیلومتری جنوب تهران واقع‌ شده است‌‌. اصفهان از آنجا که‌ مرکز‌استان است‌ بین دو رشته کوه قرار دارد. در غرب مناطق کوهستانی‌ تا استان چهارمحال ‌ادامه‌ دارد. در شرق کوههای کرکس‌ وقهرود واقع‌ شده‌اند. منطقه جلگه‌ای از آبرفت‌ ‌جویبارهای کوهستانی‌ ورودخانه‌ زاینده رود به‌ وجود آمده است‌ .اصفهان با داشتن آب ‌وهوای معتدل نسبتافصلهای منظمی دارد. زاینده رود با جاری‌ شدن در شهر اصفهان ‌مهمترین‌ رودخانه‌ استان می‌‌باشد. ‌

در عهد اشکانیان اصفهان مرکز وپایتخت ایالت‌ پهناوری‌ بود که‌ تحت فرمان حکمرانان اشکانی‌‌قرار داشت‌‌. در زمان ساسانیان اصفهان محل سکونت‌ وقلمرو((اسپوهران))یا اعضاهفت ‌خانواده‌ بزرگ‌ ایرانی‌ که‌ مناسب‌ مهم واصلی سلطنتی را در اختیار داشتند,بود. هم‌ چنین در ‌این‌ زمان اصفهان یک‌ مرکز نظ‌امی‌ وبسیار مستحکم بود.این‌ شهر پس‌ از شکست نهایی‌ ‌ایرانیان به‌ تصرف اعراب در آمد. بعد از اسلام,اصفهان همچون دیگر شهرهای ایران تا اوایل‌ ‌قرن چهارم‌ تحت سلطه‌‌اعراب بود تنها خلیفه منصور آنجا را مورد توجه‌ قرار می‌‌داد. در ‌زمان ملکشاه سلجوقی‌ اصفهان باردیگر به‌ پایتختی برگزیده شد وعصر طلایی‌ دیگری راآغاز ‌نمود.در این‌ هنگام اصفهان یکی از آبادترین‌ ومهمترین‌ شهرهای جهان به‌ شمار می‌‌آمد.این‌ ‌شهر در سال 639 ه‌0ق‌0 به‌ تصرف مغولها درآمدوآنان مردم‌ را قتل عام کردند.پس‌ از ‌حملات مغولها وتیمور اصفهان به‌ علت موقعیت جغرافیایی‌ مناسبش دوباره‌ سامان گرفت‌ ‌مخصوصادر زمان صفویان که‌ به‌ طور قابل‌ ملاحظ‌ه‌‌ای توسعه یافت‌‌. اصفهان در سال 1000ه‌. ‌ق‌. پس‌ از اینکه توسط‌ شاه عباس به‌ عنوان پایتخت انتخاب شد به‌ اوج‌ رونق‌ خود رسید. ‌انقراض سلسله صفویان توسط‌ محمود افغان وتصرف اصفهان پس‌ از 6 ماه محاصره دوره‌ ‌انحطاطی را برای این‌ کشور باعث‌ شد. در زمان افشاریه‌ وزندیه‌ دوباره‌ رونق‌ یافت‌ اما در ‌عصر قاجار به‌ دنبال انتخاب تهران به‌ عنوان پایتخت, اصفهان با دیگر روبه‌ زوال رفت‌ . ‌

اصفهان با توجه‌ به‌ شرایط‌ جغرافیایی‌ وتاریخی در زمان پهلوی مورد توجه‌ قرارگرفت‌‌وکوششهایی‌ جهت تعمیر وبازسازی‌ بناهای تاریخی اش به‌ عمل آمد. همچنین شهر واستان ‌اصفهان به‌ سرعت‌ تحول یافته وصنعتی شد. طی دو دهه‌ اخیر اصفهان با سرعت‌ قابل‌ توجهی ‌از نظ‌ر شهری توسعه یافت‌ و بازسازی‌ بناهای تاریخی بسیار چشمگیر بود. امروزه‌ اصفهان یکی ‌از مهمترین‌ مراکز سیاحتی ایران وجهان به‌ شمارمی‌ رود.


پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390

میدان نقش جهان از دیدگاه سیاحان

   نوشته شده توسط: فتانه جوهری    

   دکتر ویلز و میدان نقش جهان   

    دکتر ویلز (Wills) یک مامور انگلیسی است که در دوران حکومت ناصرالدین شاه قاجار به ایران و یا به قول خودش کشور شیر و خورشید سفر کرده است. وی تحت عنوان دکتر و به منظور نشان دادن حسن نیت دولت انگلیس عازم ایران می شود. ولی نمی توان ادعا کرد که وی فقط به این قصد راهی ایران گشته است. عدم ذکر نام همراهان، اداره ی اعزام، و دانشکده ی پزشکیش با نام های واقعی (وی در سفرنامه از نام های استعاری و مخفف استفاده کرده است) می تواند نشان از امور جاسوسی و سری او باشد. معاشرت با اشراف و درباریان و از سوی دیگر مردم مختلف، کارهایی بوده که وی در کنار طبابت به آن می پرداخته است. جالب زمانی است که در شیراز به سر می برده و وبا در آن شهر به شدت شایع می گردد و وی با بقیه ی همکاران انگلیسی به محلی در حومه ی شهر می روند تا از گزند بیماری مهلک در امان بمانند که برای یک پزشک مامور مداوای مردم به ظاهر صورت خوشی ندارد! با تمام این اوصاف حضور دکتر ویلز به هر مقصودی که بوده باشد کتابی تحت عنوان سفرنامه  را برای ما به یادگار داشته که می تو ان با مطالعه ی آن به آداب و رسوم و وضعیت کشور در آن زمان تا حدود بسیاری مطلع گشت.
    دکتر ویلز در طول حضورش در اصفهان چند مورد هم به ذکر خاطراتی از میدان نقش جهان می کند که در ادامه به ذکر کامل آنها می پردازیم. اکثر آنها مربوط به اعدام مجرمین در میدان شهر بوده که وی با نام های میدان بزرگ شهر و میدان مال فروشان از آن یاد کرده و به نظر می رسد منظور همین میدان نقش جهان باشد.
    میدانی بی نظیر و نمونه:
    ...کمی جلوتر به میدانی وسیع و بزرگ رسیدیم. میدانی که در سرتاسر ایران بی نظیر است. یک طرفش به آلاقاپو و سر دیگر آن به مسجد شاه ختم می شود. افسوس که خرابی شهر حتی در اطراف این میدان نمونه و بازارهای معمور آن به چشم می خورد.
    مجازات یک بابی در میدان بزرگ شهر:
    ...اما در همین اواخر یعنی در سال 1880 که من در اصفهان بودم یکی از افراد به ظاهر مذهبی، و زن او هر دو متهم به بابی بودن شدند. خود من شاهد بودم هنگامی که او را به همراه زنش دست بسته به طرف زندان می بردند و جمعیت کثیری مرتبا به او ناسزا می گفتند، بارها و بارها به بابی بودن خودش اعتراف کرد ولی اصرار به انکار در بابی بودن زن و دخترش را داشت. در حالی که زن و دخترش با انزجار و تنفر تمام او را متهم می ساختند که علاوه بر انحراف و گمراهی از دین، هر دوی آنها را به راه فساد و فحشا کشانده و به منظور تبلیغ بابیت در اختیار نو بابی شدگان می گذاشته.
    پس از یک محاکمه ی کوتاه و اعتراف صریح به بابی بودن، به منظور مجازات او را به طرف میدان بزرگ شهر بردند. هنوز هم حاضر به اظهار ندامت نبود و مرتبا به همه ی حاضرین و شاه و دیگر مسوولین فحش می داد. سرانجام به دستور قاضی جلاد جلو آمد و با فرود آوردن ضربه ای کاری و سنگین گردن او را قطع کرد.
    میدان مال فروشان:
    ...خداحافظی کردم و از آنجا به میدان مال فروشان رفتم. جایی که به محض رسیدن به آنجا همیشه تعدادی دلال مال فروش دوره ام می کردند و با نشان دادن اسب ها و تعریف و تمجید کردن از آنان قصد فروش یکی از آنها را به من داشتند. میدان بزرگی که در عین حال محل اعدام جنایت کاران و محکومین به اعدام بود و همیشه در وسط و گوشه و کنارش چند دستگاه دار مرتفع با طناب چندش آور آویخته و در حال تکانشان به چشم می خورد. در انتهای تعدادی از این طناب ها تسمه و حلقه هایی به منظور بستن و در حلقه در آوردن گردن و یا مچ پای مجرمین دیده می شد که ضمن آویختن آنان از مچ پا طناب دار را تا آنجا که امکان داشت بالا می کشیدند و ناگهان محکوم آویخته ی در حال التماس و تقلا و دست و پا زدن را از همان بالا ضمن قطع طناب با سر به طرف زمین سفت و سنگی رها می کردند و سطح زمین را از خونش رنگین می ساختند. در پای هریک از این دارها تعدادی جلاد منتظر رسیدن محکومین جدید و آماده ی اجرای حکم دیده می شدند. در صورتی که بنا به تشخیص من خود ظل السلطان شخصا علاقه ی چندانی به ادامه ی این نوع خونریزی ها نداشت.
    معمولی ترین روش جهت اعدام محکومین در ایران قطع کردن سرشان در اثر ضربه محکم و سریع تیغ جلاد بود. برای اجرای حکم، ابتدا محکوم را در حالی که ملبس به یک پیراهن و شلوار تنها بود دست بسته به وسط میدان می آوردند و به بالای سکوی بلند وسط محوطه می فرستادند. به جز به هنگام دار زدن اشخاص سرشناس یا گردن زدن گردنگشان معروف، به هنگام اعدام افراد معمولی جز تعداد اندکی از غریبه ها و روستاییان اطراف کسی در آن حدود دیده نمی شد و به تماشا نمی ایستاد.در حقیقت می توان گفت که این موضوع هم در آن زمان به علت تکرار مداوم به صورت یک رسم عادی باری مردم شهر بخصوص ساکنین این حدود در آمده بود. قبل از اجرای حکم بنا به درخواست یا میل محکوم ابتدا قلیان قبلا آماده شده ای را به دستش می دادند. پس از خاتمه ی قلیان کشی و بردن قلیان، او را به زانو روی سفره ی چرمی ضخیم و بزرگ تهیه شده از چرم سرخ می نشاندند. سپس نوبت به جلاد می رسید. ابتدا هر دو دست محکوم را از پشت محکم به هم می بست. سپس سر او را به سمت بالا و پشت خم می کرد و ناگهان با فرود آوردن ضربه ای سریع و ناگهانی به وسیله ی شمشیر تیز و سنگین به زیر گلو، سر او را از بدنش جدا می ساخت و به گوشه ای می انداخت. معمولا جسد بدون سر و غرقه به خون محکوم تا صبح فردا همان جا در پای چوبه ی دار آنقدر بر جای می ماند تا منسوبین مقتول با پرداختن مبلغی ناچیز به جلاد اجازه ی حمل و دفن او را کسب کنند و آن را از میدان به غسال خانه ببرند...


پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390

به اصفهان رو....

   نوشته شده توسط: فتانه جوهری    

به اصفهان رو که تا بنگری بهشت ثانی

 

به زنده رودش سلامی ز چشم ما رسانی

 

ببر از وفا کنار جلفا به گل چهرگان سلام ما را

 

شهر پر شکوه قصر چلستون کن گذر به چارباغش

 

گر شد از کفت یار بی وفا کن کنار پل سراغش

 

بنشین در کریاس یاد شاه عباس بستان از دلبر می

 

بستان پی در پی می از دست وی تا کی تا بتوانی

 

ساعتی در جهان خرم بودن بی غم بودن بی غم بودن

 

با بتی دلستان همدم بودن محرم بودن با هم بودن

 

ای بت اصفهان زان شراب جلفا ساغری در ده ما را

 

ما غریبیم ای مه بر غریبان رحمی کن خدا را



تعداد کل صفحات: 2 1 2
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات